متن كامل اين نوشته را اين جا بخوانيد…
+ نظم اجتماعی خود انگیخته می تواند از شناخت تکه تکه، شناختی که در میان میلیون ها نفر توزیع شده است، به نحوی استفاده کند که از عهده نظم برنامه ریزی شده کل گرا (اگر اصلا چنین نظمی بتواند وجود داشته باشد) خارج است. تقسيم معرفت بدين معنا است كه هر فردي از معلوماتي هم كه در اختيار ندارد سود مي برد
+ وقتى جنگ جهانى دوم با عقلانيت تكان دهنده و وحشتناكش آمد و گذشت، بسيارى از انديشمندان خود را با ويرانههاى شهرهايى روبرو ديدند كه با تكنولوژىهاى كارآمد تحويلانگارانه نابود شده بودند و اردوگاههاى مرگى كه بدون در نظر گرفتن معناى كلى كاركردشان -رنج و مرگ انسانها- در سطوح تخصصى و جزءانگارانه بسيار خوب كار مىكردند. چيره شدن كمونيسم در روسيه و چين و تبديل شدن اين دو كشور به نظامهايى سركوبگر و خودكامه، فرهيختگانى را كه شيفتهى ماركسيسم و علمى بودنش شده بودند، سرخورده كرد. حالا همان گزارههاى محبوب “جامعه چيزى نيست جز طبقههاى اقتصادى” و “تاريخ چيزى نيست جز كشمكش طبقاتى”، در عمل به پيامدهايى چنان ناخوشايند منتهى شدند، كه براى بسيارى از انديشمندان بازبينى كل نگرش تحويلانگارانه را ضرورى مىساختند.
+ حکومت قانون باید در برخورد برابر و یکسان با افراد به منزله موجودات و مصادیق ناشناس و نامعین به نابرابری آنان دربهره داشتن از امکانات بی اعتنا باشد. کوشش برای یکسان سازی و حذف اینگونه تفاوت ها و نابرابری های اولیه خود موجب رفتار متفاوت با افراد می شود و ناروایی هایی ایجاد می کند. اینگونه اقدامات به دادن اختیارات وسیع به حکومت می انجامد تا به بهانه عدالت اجتماعی بر زندگی مردم مسلط شوند. در نتیجه اندیشه عدالت اجتماعی متضمن تهدیدی جدی برای جامعه آزاد و حاوی نطفه نظام توتالیتر است. در حالی که محورانديشه هاي هايک مفهوم آزادي است. تکامل، ترقي و نظم خودجوش، همه محصول آزادي اند. از نظر او، آزادي صرفا ارزش نيست، بلکه منبعِ اخلاقي ترين ارزش هاست.
براي خواندن همه نوشته ها اينجا كليك كنيد . اگر می خواهید از نوشته های تازه این وبگاه آگاه شوید در خبرنامه نام نویسی کنید. همچنين مي توانيد راهنما و یا منوي دسته بندي، بايگاني، فهرست كليدواژه ها و جستجو در کنار همین برگه را به کار ببرید
کتاب های در حال مطالعه:
دیدگاههای تازه